زندگی من

وقتی دلبر داری باید از بقیه دل بر داری...

 

امشب همه

همه چیز آرام...آرام...#باورت می ؟

دیگر یاد ام بخوابم"با یاد تو"

تو

همه را یاد ام!

راه رفتن در این را هم یاد گرفته ام!

یاد گرفته ام که بی صدا

یاد گرفته ام که هق گریه هایم را با ....بی صدا کنم

تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفته ام!

یاد گرفته ام چگونه با تو بی آنکه تو

یاد گرفته ام...#نفس تو...و به یادتو

یاد گرفته ام که بی تو

یاد گرفته ام بی تو کنم...و بدون هایت...

یاد گرفته ام...که دیگر نشوم به تو!

یاد گرفته ام که دیگر دل به

و مهم تر از

یاد ام که با یادت باشم

اما هنوز یک هست...

که یاد ام...

که چگونه......!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه ی دلم پاک کنم

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم...

تو نگرانم نشو

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 20:4 توسط ترانه|

 

امشب همه

همه چیز آرام...آرام...#باورت می ؟

دیگر یاد ام بخوابم"با یاد تو"

تو

همه را یاد ام!

راه رفتن در این را هم یاد گرفته ام!

یاد گرفته ام که بی صدا

یاد گرفته ام که هق گریه هایم را با ....بی صدا کنم

تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفته ام!

یاد گرفته ام چگونه با تو بی آنکه تو

یاد گرفته ام...#نفس تو...و به یادتو

یاد گرفته ام که بی تو

یاد گرفته ام بی تو کنم...و بدون هایت...

یاد گرفته ام...که دیگر نشوم به تو!

یاد گرفته ام که دیگر دل به

و مهم تر از

یاد ام که با یادت باشم

اما هنوز یک هست...

که یاد ام...

که چگونه......!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه ی دلم پاک کنم

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم...

تو نگرانم نشو

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 20:4 توسط ترانه|

 

امشب همه

همه چیز آرام...آرام...#باورت می ؟

دیگر یاد ام بخوابم"با یاد تو"

تو

همه را یاد ام!

راه رفتن در این را هم یاد گرفته ام!

یاد گرفته ام که بی صدا

یاد گرفته ام که هق گریه هایم را با ....بی صدا کنم

تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفته ام!

یاد گرفته ام چگونه با تو بی آنکه تو

یاد گرفته ام...#نفس تو...و به یادتو

یاد گرفته ام که بی تو

یاد گرفته ام بی تو کنم...و بدون هایت...

یاد گرفته ام...که دیگر نشوم به تو!

یاد گرفته ام که دیگر دل به

و مهم تر از

یاد ام که با یادت باشم

اما هنوز یک هست...

که یاد ام...

که چگونه......!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه ی دلم پاک کنم

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم...

تو نگرانم نشو

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 20:3 توسط ترانه|

 

امشب همه

همه چیز آرام...آرام...#باورت می ؟

دیگر یاد ام بخوابم"با یاد تو"

تو

همه را یاد ام!

راه رفتن در این را هم یاد گرفته ام!

یاد گرفته ام که بی صدا

یاد گرفته ام که هق گریه هایم را با ....بی صدا کنم

تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفته ام!

یاد گرفته ام چگونه با تو بی آنکه تو

یاد گرفته ام...#نفس تو...و به یادتو

یاد گرفته ام که بی تو

یاد گرفته ام بی تو کنم...و بدون هایت...

یاد گرفته ام...که دیگر نشوم به تو!

یاد گرفته ام که دیگر دل به

و مهم تر از

یاد ام که با یادت باشم

اما هنوز یک هست...

که یاد ام...

که چگونه......!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه ی دلم پاک کنم

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم...

تو نگرانم نشو

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 20:3 توسط ترانه|

 

مــیگن;از چـِــشام شــِــیـْـطـَــنـَـتْ مــیـبــاره

مـیگن ;خـِــیـــلــــــــے حـــاضــِــر جـَــوابــــَــم

میگن ;هـــَــمـــیــشـِــہ شـــادَم

میگن ;صـِــدا خـَـنـْـدِه هـــات هـَــمــیــشـِــگــیــِـه

میگن ;زلـــــــــ♂ــــــــــزلــــــــــه ام

ولی لامـَـصـَـباااااااا هـَ‌مـَشـــــــــــــــون ظـــاهـِـــر بــینــَـنْ

↚هــیشــــکـــــــے نــِــمــیـــگـــِـہ;

چــِــرا چــِـشـــام ایـنـْـقــَــد غــَــــــــــــــــــــــــــم دارِه

چـِــرا شـــَـــبــا تــــو تــَــنــْـهــــایــــــــے اشـــــْـــــک مـــیـــــریــــــزم...

چــِــرا ایــنــْـقــَـد دِلــَــم پـُـرِه

چرا ایــنــْـقـــَـد روحــــَـــم خــــــــَـــــســــــــتــــــَــــــــــس ...

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 20:1 توسط ترانه|

  

مســــــــــت بودم اما پست نبودم!

بیکـــــــــار بودم اما بی عار نبودم!

بیکــــــــــس بودم اماناکس نبودم!

لــــــــــــــــش بودم اما لاشی نبودم!

لــــــــــــــــــاف بودم امادروغگونبودم!

شاید بی صفــــــــــا بودم اما بی وفانبودم!

همش دلتنــــــگ بودم اما دل سنگ نبودم!

من اگر مـــــــــــــــــرد نبودم نامرد هم نبودم!

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 18:1 توسط ترانه|

 

من مانده ام

و16جلدلغت نامه

که هیچکدام از واژه هایش

مترادف «دلتنگــــــــــــــی»های لعنتی نمیشود!

کاش دهخدا میدانست 

دلتنگـــــــــی درد دارد

 نه معنا!

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 17:59 توسط ترانه|

 

 

برو

خـــــــــــــب ... من که نمیگم مال من شو...

فقط جواب یه سوالمو بده بعد برو...

اون روزاي اول گوشیت دست کی بود؟

آخه خیلی قشنگ می نوشت...

بروگوشیتو بده به همون ادم...

همون که خیلی نگرانم بود...

همون که خیلی دوسم داشت...

همون که بامهربونیش منو عاشق خودش کرد...

همون که نمیذاشت گریه کنم...

همون که واسش مهم بود «بودنم»

من فقط اونو میخوام...

تویی که اشکام واست مهم نیست...

تویی که شکوندن دلم واست تفریح شده...

تو...

برو...

ولی بدون زمین گرده...

یه روز...

صبح...

دیدن بالش خیس دخترت ، داغونت میکنه!

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 17:51 توسط ترانه|

 

تو پارک داشت قدم میزد که متوجه ی دختر وپسر جوونی شد که روی چمنها نشستند و دارند باهم حرف میزنند.روی نیمکت نشست وبه آن دو نگاه کرد.ناگهان به گذشته رفت...به روزهایی که با اون می اومد تویه این پارک و روی چمن ها مینشستند واز آینده و آرزوهاشون میگفتند.یاد اولین لبخندش اولین نگاهش.اولین بوسه ای که برگونه ی او زد.اولین باری که اورادرآغوش گرفت ومحکم اورابوسید.یاد روزهایه خوبی که با او داشت افتاد....یادش می آید که باهم قرار گذاشته بودند تاآخرین نفس کنارهم باشند.هیچوقت از هم دور نشوند وهمدیگر رافراموش نکنند.همیشه باهم باشند و هیچ چیز آن دو را از هم جدانکند.قول داده بودند که با دنیا برای با هم بودن بجنگند....اشک از روی گونه هایش سرازیر شد.اشکهایش را پاک کرد و زیر لب با خودش گفت:میبینی عشقم، چه زود فراموش کردی که قول داده بودی پیشم میمونی؟...میبینی من تنها موندم...هنوز چهره ی خندونی که داشتی جلوی چشممه...هنوز اون لبخندی که لحظه ی آخر رولبات بود از خاطرم فراموش نشده...تو رفتی...اما من موندم...یادته قراربود با دنیا بجنیگم که نتونه مارو از هم جدا کنه؟چه زود تسلیم دنیا شدی و رفتی؟عشقم خیلی دلم گرفته ...دلم آغوشتو میخواد...شنه اتو میخواد...دستهای پرمهرتو میخواد...کاش میشد فقط ی بار فقط ی بار دیگه میدیمت...آره عشقم خیلی سخته که رفتییییییی...از همه سخت تر میدونی چیه؟اینکه عشقتو بادستهای خودت خاکش کنی...میدونی چقد برام سخت بود وقتی تو رو توی اون قبر کوچیک گذاشتند؟؟؟میدونی چقد برام سخت بود وقتی داشتم باهات وداع میکردم؟میدونی اونها فکر میکنند با خاک کردن تو میتونن تو رو از من بگیرند اما اونها نمیدونند که تو وعشقت همیشه توی قلبمید...هیچکس حتی خدایی که همیشه نخواست مابهم برسیم نمیتونند تو رو ازمن بگیرند...عشقم هنوزم باتمام وجودم عاشقتم...عشقم خیلی دوست دارم..........

 

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 17:44 توسط ترانه|


آخرين مطالب
»
»
»
»
»
» من
» دلتنگی
» برو
» دوست دارم

Design By : Pichak